X
تبلیغات
وکیل جرایم سایبری

فونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا سازفونت زیبا ساز

لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

کاردانش گل سر سبد نظام آموزشی متوسطه ؟

بیش از ده سال از عمر نظام آموزشی کاردانش می‌گذرد ، پس از گذشت این سالها به نظر می‌رود که اکنون زمان مناسبی برای بررسی عملکرد این نظام باشد. اینکه آیا پس از این مدت اهداف اولیه این نظام تحقق یافته است. و تا چه میزان در دستیابی به اهداف تعیین شده موفق عمل کرده‌اند.


سیل دانش‌آموزان پشت کنکور تعداد اندک قبول شدگان دانشگاه و انبوه واپس‌زدگان سر کنکور مسئولین آموزش کشور را به تأمل و تفکر وا داشت که راه تدبیری بیابند تا از تعداد مردودین کنکور بکاهند و در این رهگذر نظام کاردانش متولد شد. انبوه جوانان و نوجوانانی که توانایی کارهای عملی را همراه ذوق و سلیقه و توان علمی لازم در خود نهفته داشتند مجالی برای ابراز مطلبید. و نظام کاردانش به این نیاز پاسخ می‌گفت.هنرجویانی که بی‌تحصیل در دروس نظری وارد شاخه‌ی کاردانش می‌شدند و پس از گذراندن واحدهای درسی تئوری و اکثراص عملی در طی دو سال موفق به اخذ دیپلم و گواهینامه فنی‌ و حرفه‌ای می‌شوند در این روش هم از انبوه مشتاقان کنکور کاسته می‌شد و هم چند سال زودتر این دانش آموختگان وارد بازار کار می‌شدند. دروس کاردانش تقریباص به صورت موازی با دروس فنی و حرفه‌ای ارائه می‌شود. اما دانش‌آموز فنی و حرفه‌ای دروس تئوری بیشتر و کارگاهی کمتر دارد.

راه ادامه تحصیل در فنی و حرفه‌ای باز است و هدف دانش‌آموز فنی و حرفه‌ای کنکور است ولی هدف کاردانش کارگر ماهر برای تزریق به بازار کار است. دیگر در این رشته کنکور هدف نیست. و ادامه تحصیل در این مقطع تا سطح دیپلم امکان پذیر است. ولی نکته اصلی این است که چرا دوباره همان کنکور و دانشگاه هدف گشته است. و آموختن عملی حرفه و فن و بازار کار در محاق قرار گرفته است. دانش‌آموز کاردانش دوباره به کنکور می‌اندیشد ولی با این تفاوت که دروسی که در امتحان کنکور منبع هستند جزء مطالب آموخته شده آنها نیست و اگر دانش‌آموزی بخواهد که کنکور شرکت کند باید کتابهای رشته مشابه خود را در فنی و حرفه‌ای انتخاب کرده و آنها را مطالعه نماید. اما این مطالعه صرفاً توسط خود دانش‌آموز و بدون کمک معلم صورت می‌گیرد چون از ابتدا نیز آنها از لحاظ علمی ضعیف‌تر از همسالان خود هستند و دانش‌آموز کاردانش در طول سال تحصیل دروس علمی لازم را به امید شرکت در کنکور خوب فرا‌ نمی‌گیرد و آنچنان که لازم است راغب نیستند. و در این ماراتثن علمی همچون از لحاظ علمی ضعیف هستند به دلیل اینکه سیلابی و سر‌فصل‌های امتحانی چیزی جدای آنچه آنها خوانده‌اند میباشد ناتوان می‌مانند . یعنی در ورود به دانشگاه نیز ناموفق عمل می‌کنند .حال سئوال این است که چرا چنین امری روی می‌دهدمگر قرار مبدعین این رشته این نبوده است که دانش آموز با آموختن درس عملی کارگر  ماهر شود در تحویل بازار کار گردد . آیا این هدف هدفی دست نیافتنی است . آیا ذات هدف مشکل دار است .شاید مبدعین محترمی با سفر به کشور‌ خارجی و تقلید از نظام آموزشی آنجا چنین نظامی را بر آموزش و پرورش تحمیل کردند اگر اندکی دقت و کنکاش را به تصمیم گیری خود دخیل می‌نمودند  نتیجه چیزی و رأی حاصل بود . هنرستان کاردانش عملاً مدارسی هستند که با اندک تغییراتی تبدیل به هنرستان شده‌اند. ودیگر اطناب کلام باشد اگر بگوییم مدرسه‌ای هنرستان شده و کارگاه ندارد فضای کافی برای آموزش درس عملی در اختیار نیست پس آموزشی هم صورت نمی‌گیرد وقتی به دلیل نبودن  کارگاه و سوله مناسب کارگاه نجاری در کلاس درس مجاور تشکیل می‌شود. در شرایطی که حداقل 20 نفر دانش‌آموز در فضای نهایتاً 30تا 40 متری کلاس ، نجاری می‌کنند. می‌توان انتظار بازده داشت. آیا در کلاس که کلاس مجاور آن کارگاه قالب‌بندی شده است و هنرجویان قالب چوبی می‌سازند و آرماتور می‌برند می‌توان تدریس کرد و آیا صدا به صدا می‌رسد. واقعاً وقتی که هنرستانهای ما از حداقل امکانات محروم هستند وقتی کارگاه ندارند وقتی سوله ندارند وقتی امکانات اولیه وجود ندارد صرفاً بخاطر بیلان کاری مسئولین و اینکه به هر حال وجود یکی هنرستان کاردانش منطقه تحت نظر آنها بهتر از نبودنش است ادامه این وضعیت عاقلانه است. آیا هدر دادن وقت و انرژی جوانان و صرف پول و بودجه دولت است؟ معضل فقط نبود امکانات و کمبود منابع مالی نیست. به عبارت واضح‌تر علاوه بر بخش سخت‌افزار در نرم‌افزار و تدوین کتابها و سر فصل‌های مطالب هنرستان هم با مشکل مواجه هستم. معضل و مسئله مهمتر همین سرفصلها و کتابهایی است که در کاردانش تدریس می‌شود لازم به گفتن نیست که کشور عزیز ما ایران مهد علم و دانش است. اساتیدی که بدون کمترین ادعا در گوشه کنار مملکت کنکام زندگی می‌کنند دُرّ و گوهرهایی هستند که سرمایه‌های واقعی مملکت هستند ولی متأسفانه وقتی کتب درسی تألیف می‌شود صرفاً عده‌ای که بخاطر رابطه و آشنایی و پاره‌ای مسائل شناخته شده هستند دعوت به کار می‌شوند و نتیجه همان کتابهایی است که سال به سال عوض می‌شوند و هر سال نارساتر و پر اشکال‌تر از سال قبل می‌گردد.وقتی که سطح کتاب درسی چنان نازل باشد که حتی هنرجوی هنرستانی به ایراد اشکال از آن بپردازد و اعتراض کند واقعاً جایی برای صحبت می‌ماند؟ مسئله مهم‌تر کادر آموزشی هنرستانهای کشور است. دیگر شاید لازم به گفتن نباشد که تدریس در رشته غیر مرتبط واقعاً آب در هاون کوبیدن است. معلمی که رشته‌اش مثلاً ادبیات فارسی یا زبان خارجی است و ساختمان یا برق یا کامپیوتر تدریس می‌کند. برای ما جهان سومی‌ها عادی است. همکار عزیزی که خود اجازه می‌دهد که بخاطر آشنا بدون به کامپیوتر و نهایتاً توان رایت و کپی سی‌دی برنامه نویسی کاکپیوتر تدریس کند. در نوع خود بی‌نظیر است و این معضل چنان گریبان‌گیر کاردانش است که حتی در مراکز استانها نیز مسئولین کارگاه‌ها که باید از لحاظ توان علمی و تجربه سرآمدتر از بقیه هنر آموزان و معلمین باشند از میان همکاران گرامی غیر مرتبطی که در شرف بازنشستگی هستند و صرفاً مکانی برای خالی نبودن عریضه می‌خواهند انتخاب می‌شوند و پر واضح است که چه توان و کارائی دارند. دفاتر سرپرستی در هنرستانها به جای اینکه مکانی برای بحث و مجادله علمی و رد و بدل کردن جدیدترین یافته‌ها و معلومات باشد. فضای 100% غیر علمی و نا مناسب است. همین روحیه کافی است که هنرجوی کاردانش را کاملاً بی‌انگیزه سازد شاید زمانی اگر کاردانش پاتوقی برای دانش‌آموزانی که حد نصاب هیچ رشته‌ای را کسب نکرده‌اند و معلمین که جای دیگری برای آنها سراغ نداشته‌اند نباشد بتوان امیدی به آینده داشت.نکته قابل ذکر دیگر عدم جنب دانش‌آموز کاردانشی از سوی بازار کار است. و با تمام کمبودها و کاستی‌ها وقتی که هنرجوی هنرستانی فراغ‌التحصیل می‌گردد. که البته این مسئله هم می‌تواند مورد موشکافی و علت‌یابی قرار گیرد. که آن نیاز به یک مطلب و مقاله جدا دارد. ولی انچه که به بحث ولی درصد فراوانی از این عدم جذب به نارسایی آموزشی صورت گرفته در کاردانش بر می‌گردد. هنرآموزی مطلبی را دو سال آموخته و مهارتی را کسب کرده است وقتی وارد بازار کار می‌شود. در می‌یابد که این آموخته‌ها با شرایط حاکم در بازار تطابق ندارد. وظیفه مقولین امر است که بهترین و قابل تطابق‌ترین آموزشها را در قالب کتب و سرفصل درسی تألیف تا در صورت تحقق امر و آموختن آنها دانش آمزان هنرستانی در بازار کار حرفی برای گفتن داشته باشد . در نهایت وقتی که با حرف دو سال انرژی وقت و آموزش هنر جو  نه  می‌تواند وارد بازار کار شود . نه می‌تواند در کنکور موفق عمل کند . حرفی برای گفتن جز اینکه بگوییم نظام کاردانش در رسیدن به اهداف خود ناموفق عمل کرده در صضورتی که نتوانیم  مشکلات آن را هر چه سریعتر برطرف نمائیم . بهتر آن است که پیش از این هنر جویان را سر در گم و بلا تکلیف نگذاشته و با منحل کردن کاردانش آن‌ها را به رشته‌های فنی ‌حرفه‌ای و یا نظری هدایت کرده تا شناس خود را برای ادامه تحصیل و شرکت در کنکور دانشگاه بیازمایند .      



تاریخ : پنج‌شنبه 15 بهمن‌ماه سال 1388 | 00:11 | چاپ | نویسنده: محی‌الدین | نظرات (0) (0 لایک)
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • هم نفس